X
تبلیغات
مهتاب - زاهد در شعر حافظ

مهتاب

تو هنوز ناپدیدی

زاهد در شعر حافظ

زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

زاهد از شخصیت های مشهور و منفی و دوست نداشتنی شعر حافظ است که به صورت واعظ، شیخ، فقیه، امام شهر، ملک الحاج، مفتی و قاضی نیز از او یاد می شود و اهل مدرسه و صومعه( کنایه از مساجد و خانقاه ها و زیارتگاه ها و ریاضت گاه ها) و مجلس وعظ است. از لحاظ قشریگری و ظاهرپرستی و خرقه پوشی و بعضی صفات دیگر با شخصیت منفی دیگری در شعر حافظ همسان و همدرد است و آن همانا صوفی است که او نیز پشمینه پوش تندخو و بری از عشق و بی بهره از معرفت است و دامگاه او خانقاه است.

حافظ در مقابل این دو چهره منفی، یک چهره مثبت از انسان کامل در دیوان خود ارائه داده است که اهل عشق و خرابات یا دیرمغان است و رند نام دارد. درباره زاهد این نکته را باید گفت که عیب او در پارسائی اش نیست. چه حافظ هم پارسائی را دوست دارد، بلکه در ناپارسائی او، یا بدتر از آن، در پارسانمائی اوست. آری مراد حافظ از زاهد، مؤمن یا پارسای پاکدل نیست، بلکه موجودی است که نه اهل عشق است، نه اهل علم، نه اهل ایمان. زهدفروش و جلوه فروش و دین به دنیا فروش است. موجودی است خودبین و حق شناس و تزویرگر و ظاهرپرست و شبیه العلما که ((هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت)). (http://p30city.net)صفاتی که در شعر حافظ برای زاهد می توان یافت از این قرار است:


الف) خودبین و مغرور و بیدردست: (http://p30city.net)

- زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه / رند از راه نیاز به دارالسلام رفت
- یارب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندید / دود آهیش در آئینه ادراک انداز
- برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو / راز این پرده نهانست و نهان خواهد بود
- گر جلوه می نمائی و گر طعنه می زنی / ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند


ب) محتسب وار و بوالفضول و عیب گیر رندان است: (http://p30city.net)

- برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر / که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
- عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت / که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
- زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر / تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
- زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد / دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
- زاهد ار راه به رندی نبرد معذورست / عشق کاریست که موقوف هدایت باشد
- فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز / نظر به دردکشان از سر حقارت کرد
- بد رندان مگو ای شیخ و هشدار / که با حکم خدائی کینه داری
- میخانه را اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند / دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند


پ) عابد نما و صومعه نشین است: (http://p30city.net)

- زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار / که ره از صومعه تا دیرمغان اینهمه نیست
- در صومعه زاهد و در خلوت صوفی / جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست
- زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز / تا ترا خود ز میان با که عنایت باشد
- زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود / هم مستی شبانه و راز و نیاز من
- ما و می و زاهدان و تقوی / تا یار سر کدام دارد


+ نوشته شده در  2010/9/20ساعت   توسط ...  |